نقش ژنتیک در بیماری های روانی

نقش ژنتیک در بیماری های روانی

در یک مطالعه جدید بین المللی با تحقیق بر 230000 بیمار توانسته اند 109 نوع ژنتیک مرتبط با 8 اختلال روانپزشکی را شناسایی کنند .

  • اوتیسم
  • اختلال کمبود توجه / بیش فعالی در کودکان ADHD
  • اسکیزوفرنی
  • اختلال دو قطبی
  • افسردگی
  • اختلال وسواس – اجباری OCD
  • سندروم Tourette

 

در تجزیه و تحلیل این تحقیقات سه گروه اختلالات بسیار ژنتیکی به هم مرتبط را دسته بندی کردند :

  • رفتارهای اجباری (بی اشتهایی عصبی، اختلال وسواس-اجباری)
  • اختلالات روان شناختی (اختلال دو قطبی، افسردگی اساسی و اسکیزوفرنی)
  • اختلالات رشد عصبی (اختلال طیف اوتیسم، ADHD و سندرم Tourette )

 

یکی از مهمترین یافته های این مطالعه نشان می دهد که آن ژن هایی که عامل خطر برای بیش از یک اختلال هستند، معمولاً در سه ماهه دوم بارداری فعال می شوند، همزمان با یک مرحله مهم در پیشرفت سیستم عصبی.

در ادامه این مقاله به نقش ژنتیک در بیماری های روانی را بررسی و راهکارهایی برای بهبود اینگونه اختلالات را نیز بیان میکنیم.

“اختلالات ذکر شده در هر گروه، عوامل ریسک ژنتیکی بیشتری را در مقایسه با سایر گروهها به اشتراک می گذارند. علاوه بر این، این گروه ها بر اساس معیارهای ژنتیکی با علائم بالینی مطابقت دارند. “دکتر برو کورمند، استاد گروه ژنتیک در دانشگاه بارسلونا، اسپانیا.

با این حال، این مطالعه جدید بر ژن های مشترک اعضای یک گروه خاص تأکید نمی کند، بلکه بر ژن های مشترک با بیشترین تعداد اختلالات تأکید می شود.

“این یعنی آن عواملی که به نوعی منجر به “حساس شدن” مغز می شوند، بیشتر باعث اختلال روانشناختی می شوند. و این واقعیت که ممکن است یک یا چند اختلال دیگر باشد که به عوامل ژنتیکی خاصی بستگی دارد، البته  عوامل محیطی را نباید فراموش کرد

. “

 

تعداد جمعیت جهان که به نوعی تحت تاثیر نوعی وضعیت روانپزشکی هستند 25 درصد می باشد که بر توانایی فکری ، رفتار ، احساسات و روابط اجتماعی  آنها تاثیر گذاشته است. بسیاری از اختلالات روانپزشکی علائم بیماری را نشان می دهد، و احتمالاً یک بیمار بیش از یک اختلال در طول زندگی خود را نشان می دهد.

 

تحقیقات دیگر نشان می‌دهد که اختلالات مختلف سلامت روان، مانند اختلال اسکیزوفرنی، افسردگی شدید، اختلال دوقطبی و اضطراب می‌توانند در یک خانواده رایج باشند و نقش ژنتیک در بیماری های روانی وجود دارد. با این حال برای دیگر اختلالات و بیماری‌های روانی، شواهد محکمی برای اثبات این مسئله وجود ندارد.

در این قسمت نقش ژنتیک در بیماری های روانی مثل اسکیزوفرنی و اختلال دو قطبی را بررسی میکنیم. این اعداد بر اساس مطالعاتی است که اخیر انجام شده است؛ اما مطالعات مختلف می تواند اعداد مشابه با کمی تفاوت را نشان دهند.

  • احتمال مبتلا شدن به اسکیزوفرنی و اختلال دو قطبی، در یک فرد عادی با خانواده‌ای عادی 1 از 100 است.
  • اگر یکی از والدین به اسکیزوفرنی و اختلال دو قطبی مبتلا باشد، احتمال مبتلا شدن فرزند به ترتیب برای اسکیزوفرنی 6 درصد و برای اختلال دو قطبی 10 درصد است.
  • اگر هر دو والدین مبتلا باشند، برای اسکیزوفرنی احتمال ابتلا 45 درصد است برای اختلال دو قطبی، احتمال 40 درصدی ابتلا وجود دارد.
  • در مورد خواهر یا برادر، برای اسکیزوفرنی احتمال 9 درصد و برای اختلال دو قطبی احتمال 13 درصدی ابتلا وجود دارد.
  • اگر فرزندان دو قلو همسان شخصی به این بیماری‌ها مبتلا شوند، برای آن شخص احتمال ابتلا به اسکیزوفرنی 40-50 درصد و احتمال ابتلا به اختلال دو قطبی 40-70 است، اگر که دوقلوها نا همسان باشند؛ این احتمال‌ها برای اسکیزوفرنی به 17 درصد و برای اختلال دو قطبی به 20 درصد کاهش پیدا می‌کنند.
  • اگر یکی از بستگان درجه دو این شرایط را داشته باشد. به عنوان مثال، عمه، دایی یا مادربزرگ. در این شرایط احتمال ابتلا به اسکیزوفرنی 3 درصد و احتمال ابتلا به اختلال دو قطبی 5 درصد است.

همان‌طور که در بالا خواندید؛ ژنتیک در ابتلا به بیماری‌های روانی تأثیرگذار است؛ اما بهتر است نیمه پر و دلگرم کننده لیوان را هم ببینیم.

شاید بهتر باشد نگاهی متفاوت به احتمالات قبل بی اندازیم. به عنوان مثال، احتمال ابتلای فرد به اختلال دو قطبی 1 از 100 است. این بدان معنی است که 99 نفر قرار نیست به اختلال دو قطبی مبتلا شوند.

اگر یکی از والدین شما به اختلال دو قطبی مبتلا باشد، احتمال مبتلا نشدن شما به 90 از 100 است. این بدان معناست که احتمال ابتلا به اختلال دوقطبی برای شما بسیار کم است، حتی اگر یکی از والدین شما به این بیماری مبتلا باشد.

 

نکات و مراقبت های ضروری هنگام تشکیل خانواده

اگر دچار بیماری های روانی هستید و یا علائم دارید و به فکر این هستید که تشکیل خانواده بدهید بهتر است با مشاور ژنتیک به صورت مشاوره آنلاین نیز در ارتباط باشید . مشاوران ژنتیک مستقیماً با بیماران و خانواده‌ها کار می‌کنند. آنها می‌توانند به افرادی که دارای خویشاوندی با برخی شرایط و اختلالات خاص در خصوص سلامت (چه جسمی و چه روحی) هستند، مشاوره و اطلاعات تخصصی بدهند.

اگر می‌خواهید با یک مشاور ژنتیک صحبت کنید، باید توسط پزشک ارجاع داده شوید؛ بنابراین، شما باید ابتدا با مشاوره خانواده یا روان‌پزشک خود صحبت کنید.

 

کاهش خطرات ابتلا به بیماری روانی

اگر در خانواده خود سابقه بیماری های روانی وجود دارد . به این معنا نیست که حتما شما هم مبتلا هستید با انجام مراقبه ها میتوانید از سلامت روان خود مراقبت کنید تا به آنها مبتلا نشوید.

 

داشتن رژیم غذایی سالم

مصرف یک رژیم غذایی سالم و متعادل برای سلامت روحی و جسمی بسیار مفید است.

غذا می‌تواند تأثیر ماندگاری بر سلامت روان داشته باشد. مغز شما برای سالم ماندن و عملکرد مناسب به مواد مغذی مختلفی نیاز دارد.

برای کمک به بهبود عملکرد ذهنی، باید سعی کنید یک رژیم غذایی متعادل و متنوع داشته باشید. اگر برای حفظ رژیم متعادل مشکلی دارید، می‌توانید از مشاوره خانواده خود کمک بگیرید.

 

ذهن آگاهی

ذهن آگاهی به آگاه بودن از افکار و احساسات ،بدن و دنیای خود گفته می شود و باعث بهبود عملکرد ذهن می شود. با ذهن آگاهی میتوانید علائم مختلفی مثل استرس و یا اضطراب را در خود تشخیص دهید و در راستای بهبود آن پیش بروید و بتوانید آنها را در خود کم کنید و یا با آنها بهتر کنار بیایید .

  • اولین قدم برای رسیدن بهتر به ذهن آگاهی این است که مکرراً به خود یادآوری کنید که توجه خود را به افکار، احساسات، بدن و دنیای اطراف خود معطوف کنید و در لحظه حال باشید در لحظه بودن باعث می شود اضطراب های آینده و استرس هاس گذشته را فراموش کنید و مهارشان کنید.
  • راه‌های دیگر برای تمرین ذهن آگاهی، این است که یک زمان مشخص از هر روز را به این اختصاص دهید که از خود و محیط اطراف خود آگاهی بیشتری داشته باشید. شما همچنین می‌توانید کارهای جدیدی را امتحان کنید تا به شما کمک کند دنیای اطراف خود را به روشی جدیدتر درک کنید. به عنوان مثال‎، می‌توانید مسیر جدیدی را برای رفتن به محل کارتان انتخاب کنید.
  • برای برخی از افراد مفید است که افکار و احساسات خود را برای کمک به رشد آگاهی خود، بیان کنند. اختصاص دادن زمانی در هر هفته برای تمرین اشکال و انواع دیگر ذهن آگاهی، مانند یوگا و مدیتیشن نیز می‌تواند بسیار مفید باشد.

 

ورزش منظم انجام دهید

داشتن برنامه منظم برای ورزش روزانه میتواند برای بهبود خواب شبانه شما کمک کند و استرستان را کمتر کند و همچنین باعث شود احساس بهتری نسبت به خودتان پیدا کنید.

فعالیت بدنی شما باید به گونه ای باشد که ضربان قلب شما را بالا ببرد و نفس کشیدنتان سریعتر شود. ورزش های پایه مثل راه رفتن سریع و یا شنا و دوچرخه سواری .

 

داشتن خواب کافی

داشتن خواب روزانه 6 تا 9 ساعت برای افراد بزرگسال و همچنین داشتن برنامه خواب منظم بسیار توصیه می شود .

مشکلات مربوط به خواب می‌توانند بر روی احساسات شما از نظر جسمی و روحی تأثیر بگذارد. از طرفی دیگر، احساسات شما از نظر جسمی و روحی نیز می‌توانند بر چگونگی خواب شما تأثیر بگذارد. اگر مرتباً در خواب مشکل دارید، باید با پزشک خانواده خود مشورت کنید.

 

ارتباط با دیگران

داشتن روابط خوب با افراد دیگر برای بهبود وضعیت ذهن مهم است. ارتباط با دیگران می‌تواند به شما در ایجاد احساس تعلق و ارزشمند بودن کمک کند، همچنین به شما کمک می‌کند تا در مورد احساسات خود با دیگران حرف بزنید و از حمایت عاطفی برخوردار شوید.

 

یادگیری یک مهارت جدید

یادگیری یک مهارت جدید می‌تواند بر سلامتی ذهنی افراد تأثیر مثبت بگذارد. این کار می‌تواند به تقویت اعتماد به نفس، کمک به شما در برقراری ارتباط با دیگران، ایجاد احساس داشتن هدف در شما کمک کند.

 

از مواد مخدر و الکل دوری کنید

باید بدانید استفاده از مواد مخدر و الکل در برخی باعث ایجاد بیماری های روانی شده و همچنین باعث شده افراد نتوانند ناراحتی خود را از بین ببرند و فقط بیشتر و بیشتر در آن غرق می‌شوند. با قطع کردن مصرف و تغییر دادن عادات غلطو  استفاده از شیوه های درست درمان و پیشگیری می توانید از سلامت روان خود مراقبت کنید .

 

کمبود حمایت اجتماعی

عوامل محیط اجتماعی به شرایط اجتماعی، نژادی و قومی و رابطه‌ای اشاره دارد، که ممکن است توانایی فرد برای کنار آمدن با استرس را تحت تأثیر قرار دهد. یک مثال خوب؛ نداشتن یک سیستم حمایتِ اجتماعی قوی است. مثلاً فردی شغل خود را از دست می‌دهد یا طلاق می‌گیرد. داشتن دوستان و خانواده حمایتگر، در این مدت برای توانایی او در کنار آمدن با استرس امری حیاتی است. کمبود حمایت اجتماعی فقط یکی از انواع عوامل محیط اجتماعی است. مواردی مثل؛ اَنگ اجتماعی، سابقه سوءاستفاده، اختلافات خانوادگی در دوران کودکی، کودک آزاری، ضربه یا بی‌توجهی در کودکی، انزوای اجتماعی یا تنهایی، تجربه تبعیض، آسیبهایِ اجتماعی، خشونت خانگی یا سایر آزارها در بزرگسالی، درگیر شدن در یک حادثه جدی، یا قربانی شدن در یک جنایت خشن، از دست دادن زود هنگام پدر یا مادر، فقدان معنویت یا وابستگی دینی، کمبود کار یا سرگرمی‌های معنی‌دار، روابط سمی و……همه در دسته عوامل مربوط به محیط اجتماعیِ تأثیرگذار بر سلامت روان قرار می‌گیرند.

 

مشاوره

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *